سال گذشته
سال گذشته
وقتی که سال گذشته را مرور میکنیم هم باید از اتفاقات افتاده و هم از اتفاقات نیفتاده سخن بگوییم . تازه اتفاقات نیفتاده هم خود دو نوعند دسته اول انهایی که خدا بخیر گدراند واتفاق نیفتادند و گروه دومی انهایی که ایکاش اتفاق می افتادند اما امسال هم همه را درذانتظار گذاشتند !!
در جامعه پزشکی بی تردید مهم ترین اتفاقی که افتاد ارتقا علمی مهم ترین دانشگاه علوم پزشکی کشور بود این دانشگاه در سال گذشته به یکباره چند ده رتبه بالا امد . مهم تر از این ارتقا نیز نحوه ارتقا علمی این دانشگاه بود . این ارتقا تنها و تنها با یک تدبیر مدیریتی و تنها به قیمت مختصری احساس نارضاینی در بخشی اعضا هییت علمی و چند جلسه عمومی بدون صرف انرژی در کارهای وقت گیر تحقیقاتی و اموزشی به دست امد . اینکه تنها با ادغام دو دانشگاه میتوان چنین ارتقا یی را به ثبت رساند تنها میتوانست یک فکر نبوغ امیز باشد .
اما گذشته از این حادثه بزرگ بقیه اتفاقات از ان دونوعی بودند که بحمداله یا متاسفانه هنوز اتفاق نیافتاده اند
بحمداله در سال گذشته هم بیمارستان های دولتی با این همه مشکلات تعطیل نشدند .بیمه ها همچنان به بیمارستان های دولتی بدهکار بودند تعرفه ها غیر واقعی بودند ولی بیمارستان های دولتی هم چنان به کار خود ادامه دادند . بیمارستان های اموزشی با همان ظرفیت های قبلی با همان تخت ها و همان اساتید باز هم دستیاران پزشکی را حتی با تعداد بیشتر مورد اموزش قرار دادند و اموزش پزشکی خوشبختانه متوقف نشد .
بیمارستان های خصوصی که بسیاری از انها در شرف ورشکستگی بودند همجنان در در شرف ورشکستگی ماندند ولی ورشکست نشدند .
اما مهم تر از همه اینکه بحمداله از جامعه پزشکی ما در سال گذشته هیچ ادعای بزرگی شنیده نشد . البته چندسالی هست که ما به این درک متعالی رسیده ایم که دیگر نخاع پیوند نمیزنیم خلق الساعه داروی ام اس کشف نمیکنیم یا یکباره ادعا نمیکنیم که داروی مرگ!مغزی یافته ایم . اغراق نیست اگر ادعا کنیم عدم وجود چنین ادعاهایی یا در بوق وکرنا نکردن چنین ادعاهایی نشانه مهم ارتفا فذهنگی ماست .
اما تغییراتی که اتفاق نیفتادند اما هم چنان چشم به راهیم که اتفاق بیفتند . متاسفانه در سال گذشته مثل سال های قبل از ان هیچ بیمارستان اموزشی جدیدی افتتاح نشد که کلنگ هیچ بیمارستان اموزشی یزرگی در هیچ کجای شهر زده نشد . این درحالی است که تکنولوژِ ی ساخت بیمارستان نیز تکنیکی در حال تحول است و بیمارستان های سی سال پیش به هیچ رو با بیشترین دستکاری و تغییرات هم روز امد نمیشوند . بعلاوه در طول سی سال اخیر نه تنها جمیت زیادتر شده و عده بیشتری به پایتخت امدخ اند بلکه تکنولوژی پزشکی هم ده ها بار گسترده تر شده است و تعداد دانشجویان ودستیاران پزشکی هم چند برابر شده .گسترش و توسعه بیمارستان ها در شهرستان ها بدون ساخت بیمارستان های بزرگ و مجهز الگو در پایتخت نمیتواند کار درستی باشد .
در سال گذشته هم هیچ پزشک ایرانی یا خارجی مقیم خارج از کشور برای کار در بخش های اموزشی جذب نشدند و با توجه به بحران اقتصادی جهانی که بسیاری از یزشکان را مشتاق به باز گشت کرده بود در نهایت تعداد فابل توجهی برنگشتند . این در حالی است که در سال های دور تر برای جذب این گونه پزشکان سازماندهی خاصی وجود داشت .
در سال گذشته هم عضویت هییت علمی هم چنان به عنوان یک کار "همت عالی " باقی ماند . دستگاه اجرایی ما اگرچه بنظر میرسید متوجه این مهم هست اما هم چنان نتوانست یک کادر حرفه ای هییت علمی تمام وقت – کسانی که واقعا از این راه زندگی کنند و این تنها شغلشان باشد – برای دانشکده های پزشکی فراهم اورد .
در سال گزشته هم همچنان جامعه پزشکان عمومی نتوانست جای مناسبی در جامعه پزشکی بیابد پزشکی عمومی هم چنان به عنوان معبر تخصص باقی ماند . پزشکان عمومی که حضورشان میتواند باعث پربار شدن درمان و اموزش و تحقیقات پزشکی گردد نتوانستند جای مناسبی به عنوان همکار و دستیار در کارهای درمانی مسیول ارجاع و طبقه بندی بیماران و محقق در پروژه های تحقیقاتی بیابد .
.
درباره نطق
درباره نطق بادشاه در شرق ودر سلامت منتشر شده
فرصتی پیش امد که فیلم نطق پادشاه را ببینم- البته با پرداخت سهم ناچیز کپی رایت ونه با استفاده از سی دی های حرام . داستان پادشاهی که در جریان یک جنگ جهانی, درگیر جنگی خصوصی است با لکنت زبان خویش!!.. . ان هم زمانی که گفتار پادشاه اهمیتی ملی و حتی بین المللی پیدا کرده است .ووقتی که با کمک یک گفتار درمانگر بر لکنت خود غلبه میکند کلام روان او چیزی نیست جز اعلام جنگی جهانی !!
داستان این اختلال تکلم و درمان ان برای حقیر که نه زبانشناسم و نه فیلم شناس و نه حتی گفتار درمانگر بلکه به هرحال به جهت رزق و روزی سروکاری با اختلالات تکلم دارم , البته جالب و درنوع خود بسیار اموزنده است اما اهمیت و اموزه های ان از مسایل حرفه ای بسیار فراتر میرود .
میتوان از نکاتی شروع کرد که به تاریخ ومنشا تصورات پزشکی اشاره دارند .تصوراتی که گاه در یک برهه تاریخی با تصورات در برهه تاریخی دیگر به شدت در تضاد قرار میگیرند . لکنت زبان برای مردی که از همه جهات دیگر توانایی و لیاقت خود را به اثبات رسانده مانعی میشود در راه سپردن پادشاهی ! تا جایی که درد چه باید کرد خواب از سر پادشاه پدر میرباید چراکه اکنون پادشاه از اسمان به زمین امده دوربین ها ی سینما و میکروفون های رادیو اورا بهشدت زمینی کرده اند و او اکنون نیاز مند طنازی صوتی در هر خانه ای است که رادیویی داشته باشد . و بعد از پادشاهی نیز ملت بر اوترحم میکنند که "خدا به داد شاه برسد "و در همان زمان شخصیت بی بند وبار برادر بزرگتر-اختلالی که البته نمیتوان انرا دید یاشنید- هیچ نگرانی به بار نمی اورد. .لکنت زبان جدا نقیصه ایست اما نه تا ان حد که نهایتا مانع پادشاه شدن بیمار باشد چیزی در ناخوداگاه جمع این اختلال را تا ان حد جدی نمیگیرد . اما اگرچه این ذهنیت منفی تا امروز هم در مورد مبتلایان به لکنت زبان باقی مانده اما پیش از ان این گونه نبود دکتر سامویل جانسون ادیب بسیار معدوف وواضع لغت نامه انگلیسی" تیک "هایی بسیار شدیدتر در تمام اندامش داشت ولی کسی در ان زمان بر دیوار های لندن نمی نوشت "خدا به داد دکتر جانسون برسد "
همین گونه است روش های درمانی لکنت زبان پسر پادشاه در نگاه امروزی ما !!از فرمان ملوکانه پدر تاجدار که " حرف بزن! "که یاداور شلاق زد خشایارشا بر دریاست والبته نتیجه ای معکوس به بار می اورد تا دستورات طبیب – لابد اکادمیک- دربار که دستور افراط در مصرف سیگار میدهد یا دهان شاهزاده را پر از گوی میکند تا اشاره به تغییر قهرامیز چپ دستی شاهزاده در کودکی .اموزه همه این ها برای طبیب جوان ریشخند تصورات کهن نیست بلکه مطلق نپنداشتن تصورات امروزی است . تردید در نسبی بودن ان چیزی ست که امروزه علم مینامیم چیزی که باران دوران ممکن است ان را با خود ببرد و باد اینده تصورات دیگری بیاورد . شاید طبیب موفق انکه بالاخره باعث شد شاه سخنرانی اعلام جنگ را به پایان ببرد . با به حساب اوردن عقل سلیم و تجربه استفاده از ان موفق شد لکنت زبان پادشاه را علیرغم ان همه اطلاعات علمی !و پیش فرض های ذهنی موجود مداوا کند .اری کم نیست مواردی که دانش ما حجابی میشود در برابر انچه که عقل سلیم به روشنی میتوانست ببیند .اما غلبه بر پیش فرض های مسلط تنها وجه اموزنده این طبیب موفق نیست او توانست نوعی اقتدار علمی را بر پادشاه کشور به عنوان بیمار اعمال کند این وظیفه دشواری است که بسیاری از ما طبیبان نه تنها در برابر بزرگان عرصه سیاست و فرهنگ از اعمال ان قاصریم بلکه در شرایط اسان تر در برابر افراد تحصیلکرده ,انان که سفارش شده اند, دوستشان داریم یا به ان ها احترام میگذاریم یا نوعی رودر بایستی بین ما هست, نمیتوانیم اقتدار لازم را اعمال کنیم در نتیجه گاه مجبور به معاینه در اماکن غیر استاندارد ,نسخه نویسی در راهرو یا توصیه های درمانی در میهمانی میشویم . رفتاری که نهایتا به ضرر بیمار تمام خواهد شد . بیماران نهایتا منطق اقتدار و حتی وسرسختی ای را که به نفع انان اعمال میشود درک میکنند و قدر خواهند دانست.مشروط بر انکه این اقتدار تنها و تنها در جهت تسهیل درمان بیمار باشد نه در جهت ارضا برخی نقایص شخصیتی طبیب . همانگونه که جرج پنجم پس از چند بار لجبازی و عصبانیت نهایتا دریافت . بد نیست به خاطر بسپاریم که طبیب جرج پنجم هم حاضر نشد مکان ایده ال گفتار درمانی خود- ان مطب رنگ ورورفته - را ترک کند و به قصر پادشاه برود!. بدیهی است که یک معاینه و یک اقدام پزشکی نه یک گفتگوی ساده در حد یک درددل دوستانه بلکه یک اقدام علمی دقیق میباشد که هر نکته ان ضوابط خاصی را شامل میشود . ضوابطی که اگر در این کار یعنی درمان بیماران نقشی نداشتند اساسا وضع نمیشدند .
گذشته از این اشارات طبی اما فیلم مثل یک اثر هنری کامل منظومه ایست از مشابهت ها و مغایرت هایی پرمعنا که در کنار هم کلیتی به شدت پرمعنا وتفکر برانگیز می افرینند .
شاهزاده اگرچه الکن است اما درتلاش سخت کوشانه خود برای تکلم چیزی جز حفظ منافع ملی کشور را در نظر ندارد اما برادر بزرگتر اگرچه به روانی صحبت میکند و در تمسخر برادر چیزی از عوام کم ندارد اما میرود تا منافع ملی را به شدت به خطر اندازد و ان رقیب بزرگتر – هیتلر – با ان زبان روان و اتشین میرود تا گدازه های اتشین را برجان جهان بیاندازد .شاه بر او غبطه میخورد که "هرچه میگوید ولی خوب می گوید" اما گویا دوران انان که به سلاست و شیوایی توده های مردم را به حرکت درمی اورند گذشته است حالا دیگر گویا ملت امادگی ان دارد که" در فاصله هر کلمه دو دقیقه "" سکوت را تحمل کند شاید به صلح دست یابد دوران انانی است که با تردید اما به راستی سخن میگویند نه انان که به سرعت اما با اعتماد به نفس و روان دروغ میگویند و تهییج میکنند !!.
از سوی دیگر جنگ خصوصی پادشاه زمانی پایان میگیرد که جنگ جهانی درگرفته است و انگلستان در صلح زبان در کام فروبرده وحالا که جنگ اغاز شده زبان به سخن گشوده است .و چه کسی بهتر از انکه ابتدا در جهاد با خود به پیروزی رسیده است.
پادشاه که نمادی است از دوران گذشته با دارایی ای به ارث رسیده از خون, برای درمان لکنت زبان خود دست به دامان "پرزیدنت"انجمن گفتار درمانان انگلستان شده است. چرا که گفتار درمانان انگلستان شاه ندارند . پرزیدنت انها هم نه براساس خون بلکه براساس خصوصیات فردی و با رای مستقیم گفتاردرمانان انگلستان انتخاب میشود . دوران پادشاه گذشته او نیز خود محتاج پرزیدنت های دوران جدید است .پرزیدنت های جدید برخلاف پادشاهان قدیم تنها وجه خاصی از اقتدار را با تعریفی مشخص دارا هستند اقتدار هایی به شدت واقعی و مورد نیاز که اقتدار سیاسی تنها یک جنبه ان است .حالا ان که زمانی مالک االرقاب همه چیز ملک و ملت بود چاره ای ندارد جز انکه در اتاق انتظار رنگ ورو رفته ای در انسوی شهر بنشیند.
طبیب هم که در برابر پادشاه چون موجودی دانا و مقتدر رخ می نماید خود مثل یک انسان دارای نقطه ضعف است او هم هنرپیشه ناکامی است که درکار هنر جز تمسخر نشنیده و زن ذلیلی است که در برابر پادشاه انگلستان هم بیشتر از همسرش می هراسدو از این رو به شدت انسانی وباور پذیر است مثل پادشاهی که چیزی اسطوره ای اورا به اسمان ها پیوند میدهد اما به واسطه همین لکنت زبان است که این تصویر متعالی خشی انسانی برمیدارد زمینی, امروزی و دوست داشتنی میشود !!.
اما برای ما که شاهد داستان ها و سریال های وطنی هستیم نکات دیگری هم هست . صناعت داستان وسناریو میتواند به ظرافت چنان کشش و جاذبه ای بیافرند که داستان را از استفاده ابزاری و بیهوده از سکته وسی سی یوودر یک کلام پزشکی بی نیاز سازد. استفاده ای که سو تفاهمات بیشمار در ذهن مردم در ارتباط با علت بیماری ها میپراکند . در حین یک مشاجره یک تفر سکته میکند یعنی هم درد قفسه سینه میگیرد و هم یک طرف بدنش فلج میشود و نهایتا در سی سی یو بستری میگردد حال انکه اساسا استرس هیچ ارتباطی باسکته مغزی ندارد و باعث سکته مغزی نمیشود سکته یا مغزی است و باعث فلج میشود ویا قلبی که باعث درد قفسه سینه میگردد و سکته مغزی را در سی سی یو بستری نمیکنند در عوض یک بیماری جزیی مثل لکنت زبان میتواند موضوع داستانی هیجان انگیز گردد که نه تنها ساعاتی لذت بخش فراهم اورد بلکه بسیاری سوئ تفاهمات تاریخی را نیز روشن سازد و با ابزاری بسیار کارا تصورات پزشکی و اجتماعی مردم را دربرخی زمینه ها متحول سازد . تمام انچه که در مورد لکنت زبان درفیلم مطرح میشود از اجرای علایم تا علت ودرمان, همه وهمه دارای دقت علمی هستند بی تردید مشاورین متخصص وروز امدی سناریو را یاری داده اند . برخلاف سناریونویس های ما که خود درجا بیماری و درمان اختراع میکنند .
اما نکته اخر درمورد نام فیلم هم باید گفت سخنرانی پادشاه ترجمه دقیقی نیست چراکه کلمه" اسپیچ " گاه به معنای گفتار و گاه به معنای سخنرانی استفاده میشود ." نطق "ترجمه مناسب تری به نظر میرسد چراکه نطق هم گاه به معنای گفتار و گاه به معنای سخنرانی استفاده میشود . و در اینجا هم داستان در عین حال هم نطق باز کردن و هم سخنرانی کردن پادشاه مطرح است.
به پرشین بلاگ خوش آمدید
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com
نظرات ()